انتظار تو
دوباره قلم ،تنها يار ماندگار را به دست ميگيرم...
.........................................................
امروز تولد ،همون كسيه كه هممون ظاهرا منتظرشيم..
همون زنده ئ غايبي كه هر سال شاهد جشن تولدش هست
و نمياد..
چرا...
واسش كم ميزاريم؟؟؟
ديشب توي خيا بون نميدوني چه خبر بود...
همه ئ مردم شاد بودن..
به هم هديه مي دادن..
لبخند از لب كسي برداشته نميشد..
همه جا آذيين بندي بود..
انگار همه ئ عروس دومادا
همين ديشب واسه رفتن به خونه ئ بخت از هم سبقت ميگرفتن..
آقا جون ،به ظاهر بد ما نگاه نكن
خودت كه ديشب ديدي روي زمين چه برو و بيايي بود..
اگه بديم واسه نبودنته..
كمي آقا جون...
كمي...
قبول كن...
توي دلامون چيزي نيست...
اگه خوب درونمو نو ببيني
هممون خدايي هستيم آقا جون...
قول بده تولد بعدي باشي..
منم قول ميدم همه ئ شمعهاي تولدتو خودم بگيرم...
(((شايد اين جمعه بيايي ..شايد)))
آقا جون ،نزار بگم سنگه دلت..
مثه ما آدما بي رنگه دلت...
ما كه هستيم منتظر ...
اگه رفتيم ...تا اومدي تو رو خدا ما رو برگردون آقا جون...
به دلم افتاده مياي..
اين دلو بي جواب نزار..
بزا يكبار واسه يك دل هم كه شده
خودت بياي...